[ورس] ماهیگیری کردی توی بِرکه احساسم قلاب انداختی درست جوری که میخواستم افتادم تو تورت ولی نه از سر نیاز خواستم که دریا رو با چشمای تو بشناسم لجن زار برکه ام جزوه خاطره هاشه فهمیدم آزادی که با توره بهتره نباشه شوری دریا به شوری دروغات نبود مرداب اون زندگی که وصله به تو باشه سردی این آبُ سردی رفتارات میشد رفتارای ماهیگیر داشت قلب منو میکشت صِید چشات شدم که شاید مال من باشه اما صیاد از چشای یکی دیگه میگفت یه بالم هی میگفت برگرد یه بالم هی میگفت برو ولی تصمیم عوض میشد وقتی میدیدمت تورو چشامو بستمو تسلیم دامی که تو پهن کردی شناکردم شناکردم شناکردم رو به جلو
[پاپ] من شکستم بعد تو هرجایی بودم نبودی بد شکستتم من از عشق تو جز داشتن تو چی بوده قسدم؟ تو رفتی بعد تو دیگه به هیچی دل نبستم بگو چیشد شکستم؟
[اوج] باید دیگه بعد تو از هر عاشقی حزر کرد باید از این کوچه ها بی تو بعد تو گذر کرد نشونه رفتی قلبمو زخمی گذشتی کاری واقعا اونیکه جامو تو دلت گرفت هنر کرد من که گذشتم از هرچی که بین ما دوتا بود اما تویه قلب تو جای من یکی دوتا بود نمیدونستم که دلم تو این قصه کجا بود شبای بی قراریام وکیل من خدا بود تو رفتی جا گذاشتی تویه زندگیم یه حسرت یه بغض بی امون یه کینه تو دلم یه لعنت یکی تویه مظلومیت جونشو دادُ پر زد شاید خدام یروزی به احساس من نظر کرد شکستم چه افتخاری داشت که تو شکستی؟ زخم زدی زخمی کردی اما خودت نبستیش همه میگفتن سمیه ولت کنم به حالت باور نکردمُ تهش بدجوردی خوردم ازت نیش
[ورس] شاید واسه زندگی ماهی یه راهی بود برکه و ماهیگیر ته قصه ماهی بود وقتی که تور افتاد ته برکه واسه ماهی بین زندگی و مرگش بین دو راهی موند نیلوفر آبی من باتلاق تنهایی گفتم شاید بشه از این مرداب رهایی مثل اقیانوس چشات ماهی میوفته یروزی بین برکه و قلاب جدایی فکرم این بود نکنه تو بیایی نباشم یه عمری صبر کردم شاید طمعه تو باشم فکر نکردم طمعه ام وقتی چشات بهم زل زدم با اینکه شاید برکه رو دوست داشته باشم شاید قلب ماهی از این برکه خیلی زخم بود غافل از اینکه قاتلش ساحل بی رحم بود آخر این قصه بی جون افتاد کف ساحل رویای عشق ماهیگیر تویه سرش وهم بود
[پاپ] من شکستم بعد تو هرجایی بودم نبودی بد شکستتم من از عشق تو جز داشتن تو چی بوده قسدم؟ تو رفتی بعد تو دیگه به هیچی دل نبستم بگو چیشد شکستم؟
[اوج] یه جاهایی داشتیم روزای خوبی رو باهم قسم به اون روزای خوب میگیرتت آهم شایستیم یروزی تسکین بگیره داغم شاید بشه یروز اما من آخر راهم چه خاطراتی رو چی جاهایی برام ساختی کارت باهاش تموم شد این قلو دور انداختی حرف که نمیفهمه دلم هرچی بهش میگم عزیزدل با چی زبونی بهت بگم باختی میشنوی این صدایی که ملودی درده درد نبودنت استخونامو خورد کرده شبا عطش میگیرتم روزا برام سرده کاشکی فاز تنهایی پیش من برنگرده چهل و هشت ساعت آخر بد تو مخم رفته گفتم برمیگردی هِی این هفته هِی اون هفته گذشت گذشت گذشت تا از کار افتاد این قلبم اینکه قلب کجا بود تو سینمو یادم رفته